اضطراب کنکور
اضطراب يكي از شايعترين مشكلات عاطفي انسان امروز است كه آنچنان در تار و پود زندگي وي ريشه دوانده كه به جرات ميتوان گفت زمينه بسياري از بيماريهاي جسمي ، كسالتهاي روحي آشفتگي هاي رفتاري و واكنش هاي نا مناسب او را تشكيل ميدهد.
اضطراب هاي انسان امروزي ، واكنش است در مقابل رشد سريع تكمولوژي ،فشارهاي ناشي از شهر نشيني،گستگي هاي ارتباطي ،از هم پاشيدگي جوامع ،تحولات اجتماعي و تعارضات فردي كه به شكل فزاينده حيات بارورانسان را تهديد ميكند .
بنابراين در جهان كنوني هر فردي بسته به تجربيات و شخصيت خود ميتواند كم و بيش اضطراب را تجربه نمايد ،خلوت و تنهايي،جمعيت و ديگران ،خانه و محيط تحصيل ،مكانها و محيط اشتغال از جمله عوامل ايجاد اضطراب مي توانند باشند.
اضطراب طبيعي از اضطراب غير معمول و بيمار گونه است .اضطراب يك هيجان معمول بوده و واكنشي در مقابل تغييرات زندگي است اشكال خفيف اضطراب حتي ميتواند زمينه ساز ايجاد سازش بوده و خاصيت انطباقي هم داشته باشد .اما اضطراب در شكلهاي جدي آن مشكل آفرين است در چنين وضعيتي ارزيابي كامل عصبي- رواني بيمار طرح و برنامه خاصي براي درمان وي ضرورت مي يابد.
ريشه تاريخي
تفكر درباره منشاء ومعني اضطراب ، سده هاي پياپي مورد توجه الهيون و فلسفه بوده است .
اغلب گفته ميشود فرويد نخستين يررسي روان شناسي اضطراب را انجام داده است.از نظر فرويد اضطراب داراي سه بخش است :
1. خصلت نا مطبوع
2. پديده تخليه يا بيرون ريز
3. ادراكي از اين دو حالت
به نظر او اضطراب نوعي احساس نگراني است كه انسان را براي مقابله با يك حادثه يا خطر تجهيز مينمايد .وي اضطراب را در سه نوع خلاصه ميكند:
الف) اضطراب عيني
واكنشي است عاطفي كه فرد در برخورد با خطر وجود يك پديده يا حادثه واقعي از خود نشان ميدهد مانند مشاهده مار در اتاق يا ترس از تاريكي . فرويد اين نوع ترس را عادي و تا حدودي آن را ضروري ميداند.
ب) اضطراب نوروتيك
نگراني و ترس انسان از اينكه مبادا تمايلات يا كنشهاي نهاد به ضمير اگاه رسوخ نمايد.
ج) اضطراب اخلاقي
كه در واقع اضطراب اجتماعي ميباشد و آن عبارت است از نگراني نسبت به تنبيه خود بوسيله فراخود . اين حالت غالبا هنگامي اتفاق ميافتد كه فرد به دليل كار يا عمل اشتباه يا فكري باطل كه مورد قبول جامعه يا خانواده نبوده است ،خود را سرزنش مينايد.
دكتر گنجي مينويسد كه اضطراب در اثر احساس يك خطر دايمي و نا مشخص بوجود ميايد و فرد مضطرب طعمه اضطراب خود است و ذهن او صحنه هايي را توليد ميكند كه عينيت ندارد .او ميگويد : مثل اينكه چيزي در گلويم گير كرده است و تمام روز اذيتم ميكند .وقتي فردي وارداتاق كارم ميشودخيال ميكنم كه خبر ناگواري را برايم آورده است . كمترين دردي را كه احساس ميكنم به دنبال پزشك ميروم هر روز پيش يكي از آنها ميروم آنها به من مي خندند و من هم به خوبي ميدانم كه اين كار واقعا خنده دار است . اينها همه صحنه هايي است كه انسان در اضطراب شديد از خود نشان مي دهد . اضطراب علاوه بر آثار سويي كه بر رفتار فرد ميگذارد ،بر روي عملكرد فرد نيز اثر منفي دارد .
هنوز درباره منشاء اضطراب ابهاماتي وجود دارد كه انواع اضطراب را بر اساس منشاء آنها ميتوان تشخيص داد .مثلا اضطراب جدايي،اضطراب اجتماعي،اضطراب غريزي،اضطراب مدرسه و... در اين مجموعه به گونه اي ويژه از اضطراب، به نام اضطراب امتحان اشاره شده است كه اين اضطراب در مراكز آموزشي يا موقعيتهاي مربوط به مدارس بر انگيخته ميشود .
اضطراب امتحان را ميتوان يك واكنش منفي هيجاني دانست كه در پاسخ به دو منبع تنش زاي مدرسه يعني امتحانات و موقعيتهاي رقابتي بروز ميكند.
تجربه نشان داده است كه عوارض اضطراب و فشار روحي حاصله از امتحان در عده زيادي از امتحان دهندگان تظاهر ميكند .همه افرادي كه با امتحان سر و كار دارند و در نوعي از امتحانات شركت ميكنند كم يا زياد طعم و مزه نگراني ،فشار روحي و وحشت ناشي از امتحان را چشيده اند .
وقتي كه فرد در خصوص كارايي و توانايي ذهني خود در موقعيت امتحان دچار نگراني و اظطراب گردد به نحوي كه موجب كاهش و افت عملكرد واقعي وي شودميتوان گفت كه او دچار اضطراب امتحان است .دانش آموز داراي اضطراب امتحان ،فردي است كه به خوبي مواد و موضوعات درسي را و دوره را فرا گرفته ،اما به دليل اضطراب قادر به بيان دانسته هاي خويش در امتحان نيست .
بر اساس براورد پژوهشگران ، سالانه حدود ده ميليون دانش آموز اضطرب امتحان را تجربه ميكنند و براي 25 درصد اين عده اضطراب فلج كننده است و با افزايش سن ميزان آن افزايش مي يابد .
امروز ميتوان ادعا كرد كه اضطراب يار ديرينه آموزش و پرورش بوده است و هر دانش آموزي در مدرسه ممكن است در بعضي از مواقع احساس اضطراب كند اما اين اضطراب گاهي اوقات به حدي زياد ميشود كه عملكرد يادگيري به ويژه موفقيت در آزمونها را مانع ميگردد. باشد كه اين تحقيق موردا ستفاده علاقه مندان و همكاران قرار گيرد .
تعريف اضطراب
يافتن تعريفي براي اضطراب مانند بسياري از حالات عاطفي كار مشكلي است و متخصصان هر يك تعريف خاصي را ارائه نموده اند .شايد بتوان گفت كه بيشترين تحقيقات انجام شده در باره اضطراب توسط روانشناسان انجام گرفته است و انان از بين حالات عاطفي انسان ،بيش از هر حالت ديگري به مطالعه اضطراب پرداخته اند.
پروفسور" راس" دليل دشوار يودن توصيف حالات عاطفي را اين گونه بيان ميكند: معمولا شيوه يادگيري لغات در دوران كودكي يك تجربه دروني و كاملا اتفاقي است .از اين طريق فرد برا ي رويدادها بر چسبهاي مناسبي را پيدا ميكند به اين ترتيب گنجينه اي از لغات گو ناگون براي بيان احساساتش فراهم ميكند .
لذا تعجبي ندارد كه افراد براي بروز عكس العملهاي خود در موقعيتهاي يكسان ، اصطلاحات مختلفي را به كار ميبرد . همين امر تعريف هيجانات را به شكلي كه مورد قبول همه صاحب نظران باشد مشكل تر ميسازد .
اضطراب شايعترين بيماري يا حالات رواني است كه هر فردي گاهگاه در زندگي خود ،آن را تجربه مي كند .اضطراب احساس نا خوشايند و ناراحت كننده اي است كه با نشانه هاي جسمي، حالي از بيش فعالي دستگاه عصبي خود مختار همراه باشد.
اكثر روانشناسان اضطراب و ترس را با اندكي تفاوت از ترس متمايز ميكنند .از ديدگاه آنها هر چند اضطراب و ترس شامل نشانه هاي بدني مشابه هستند ولي بر خلاف ترس ،اضطراب پاسخي در مقابل خطر نا آشكار و مبهم است به عبارت ديگر اضطراب احساس نا خوشايند بيمناكي و ترس ناراحت كننده اي از پيش بيني خطري است كه منشاء آن مشخص نيست .
پيامدهاي اضطراب
پوفسور" راس" در كتاب خود تحت عنوان روانشناسي شخصيت نحوه تاثير اضطراب بر عملكرد فرد را مورد سوال قرار ميدهد و اظهار ميدارد كه تاثير اضطراب بستگي به شدت اضطرابي دارد كه فرد تجربه ميكند .در اشكال خفيف ، اضطراب ممكن است خاصيت انطباقي داشته باشد . بطور مثال ، اضطراب خفيف براي يك دانش آموز چه بسا موجب آمادگي او براي امتحان شود .معهذا در شكلهاي شديد ، اضطراب ممكن است سبب شود كه همان دانش آموز تمركز حواس حافظه و حتي صداي خود را از دست دهد . بنابراين به نظر ميرسد كه سطوحي از اضطراب موجب عملكرد مناسب فرد ميشود .به گفته" راس"، اضطراب از اين نظر به صورت يك انگيزش عمل ميكند يعني براي بروز يك عملكرد ،وجود چنين انگيزشي ضرورت دارد.در حالي كه فقدان آن مانع بروز عملكرد شده و يا اضطراب بيش از اندازه باعث از هم پاشيدگي عملكرد ميشود .
افراد پر اضطراب در شرايطي كه تحت ارزيابي قرار ميگيرند ، احساس يك نوع خطر و تهديد ميكنند و نسبت به اين گونه موقعيتها ،يك سري واكنشهاي عاطفي و هيجاني از خود نشان ميدهند .اين گونه واكنشهاي هيجاني ،به نوبه خود ،باعث بروز يك سري پاسخها در فرد ميشود كه هيچ گونه ارتباطي با تكليف در دست انجام ندارد ،نتيجه اينكه عملكرد فرد كاهش مي يابد .
آزمون يك وسيله ارزشيابي است و آن مجموعه اي است از پرسشهايي كه شاگرد بايد به آنهاپاسخ گويد يا فعاليت هايست كه بايد عملا انجام دهد تا معلم بتواند با بررسي آن شاگردانش را دقيقتر بشناسد و در صورت لزوم آنها را ياري دهد .معلم براي عملي كردن اين منظور ممكن است از شاگردانش بخواهد كه معناي يك واژه را تعريف كنند ،يك مساله رياضي را حل كنند ،به پرسشي در مورد يك موضوع درسي پاسخ دهند .اين پرسشها ممكن است به صورت شفاهي يا كتبي انجام گيرد كه اصطلاحا به همه فعاليتها (عملي و غير عملي ) پرسش گفته ميشود . پاسخ پرسشها يادداشت ميشود و با توجه به ضابطه تجزيه و تحليل ميشود سپس به صورت كمي در ميايد و وضع آموزشي شاگرد را با ملاك كمي، رو شن ميگردد .
و از آنجا كه هر امتحان و آزموني هيجان و اضطراب خاص خود را دارد همه هنر انسان در اين است كه با حد اقل اضطراب از عهده انجام بزرگترين امتحانات بر آيد البته بديهي است كه وجود اضطراب به خودي خودامري غير عادي نيست اما آنچه كه ميتواند به عنوان يك عامل آزار دهنده و باز دارنده ،مورد توجه قرار گيرد شدت هيجان زدگي يا اضطراب فوق العاده است كه به هنگام حضور در آزمونهاي مختلف دامنگير بعضي از دانش آموزان ميشود .
زمانيكه دانش آموزان به طور چشمگيري دچار اضطراب شوند چنين اضطرابي ميتواند آثار زيستي و رواني زيانباري را بهمراه داشته باشد .اضطراب شديد بر غدد درون ريز و برون ريز اثر گذاشته با متاثر شدن ذهن انسان زمينه فراموشيهاي زود گذر را فراهم مي آورد به همين دليل دربسياري از موارد ،نتايج حاصل از آزمونها ي انجام شده از دانش آموزاني كه شديدا دچار اضطراب ميشوند قادر به بيان دانسته هاي خود در امتحان نيستند در اين ميان دانش اموزان كمرو و خجالتي در شرايط امتحان بيش از ديگران دچار اضطراب ميشوند .
با توجه به مطالب بالا ميتوان گفت اضطراب اضطراب دو نوع است :
1. اضطراب بهنجار يا تسهيل كننده ، كه اين نوع اضطرب نه تنها خوب است بلكه كار كرد فرد را در موقعيتهاي مختلف بهبود ميبخشد و باعث ميشود كه فرددر جهت موفقيت و فرار از شكست تلاش كند در نتيجه كار كرد و باز دهي فرد ارتقا مي يابد.
2. اضطرابي شديد يا ناتوان كننده ، اگر اضطراب از حد معيني فراتر رود باعث حواس پرتي ،پريشاني و احساس درماندگي در فرد مي گردد عملكرد او را مختل و موجب بروز اختلافات رفتاري و جسمي مي شود
